نویسنده وبلاگ استان سیستان و بلوچستان در وبلاگش نکات خوبی نوشته است. من هم بارها به خاطر این که برخی عناصر ناراحت به جای ارائه حرف های منطقی تهمت و ناسزا می گویند و بر سیستانی بودن این وبلاگ تأمید می کنند نوشته ام که حرف های اصلی و منطقی بزنند. بخش نظرات وبلاگ هم باز است تا نگویند آزادی نیست. مثل برخی وبلاگ های تروریست ها و حامیان آنها نیست که دم از آزادی می زنند ولی بخش نظرات را بسته اند و تا کنون هیج یک از نظراتم را منتشر نکرده اند. با هم متن نوشته وبلاگ استان سیستان و بلوچستان را بنویسید.
خدمت همه دوستان و عزیزان سلام و خسته نباشید عرض میکنم :
در پست قبلی من مطالبی را در خصوص عبدالمالک ریگی نوشتم و دوستان هم لطف کردند و نظرات متفاوتی ارائه دادند که هر کدام از آنها برای من محترم است ، اما بعضی از دوستان متاسفانه بجای اینکه نظر شخصی شان را بدهند فقط فحش و تهمت به این حقیر روا داشتند که به جز اظهار تاسف ! چیز دیگری نمیتوان گفت . و از این دوستان خواهشمندم که بجای اینکه وقت ارزشمندشان را به این حرفهای بیهوده تلف کنند ، یا اصلا" نظر ندهند و یا در مخالفت با نظر بنده مطلب بنویسند و از این فضای بوجود آمده در جهت القاء نظرات خود استفاده کنند و جای بسی شرمندگی و خجلت است که یک ایرانی با آن پیشینه تاریخی و با آن فرهنگ غنی از اینگونه کلمات استفاده کند البته دوستانی که مایلند نظرات این عزیزان را بخوانند میتوانند در قسمت نظرات پست قبل اینکار را بکنند. اما در خصوص این نظرات ، من هم حرفهایی برای گفتن دارم که واقعا" خواهش میکنم حتما" مطالعه نمائید و پس از آن باز هم نظر خود را برایم ارسال کنید .
اولا" : عده ای از عزیزان به بنده تهمتهایی از قبیل ، طرفداری از دولت ، طرفداری از ولایت فقیه ، طرفداری از بسیجیها و ...... زدند که لازم است بعرض برسانم :من بعنوان یک جوان ایرانی که در این مملکت زندگی میکنم تا به این لحظه از هیچ گروه و حزب و دسته ای طرفداری نکرده ام و فقط سرگرم زندگی و مشغولیات خودم هستم و حتی به حاکمیت فعلی انتقاداتی نیز دارم و بر این عقیده ام که حتما" لازم است که در وضعیت کنونی اصلاحاتی بوجود آید و آزادی ابراز عقیده بطور کامل اجرا شود که نمیشود ! و یکی دیگر از نظرات من برابری حقوق ادیان و مذاهب و همچنین اقلیتهای قومی و مذهبی است که در شرایط فعلی جهان ، باید در مملکت ما هم اجرا شود و همه افراد از هر قوم و قبیله و مذهبی که باشند با هم برابر بوده و در مسئولیتهای اجتماعی و سیاسی بکار گرفته شوند . پس این مختصری ازعقیده و طرز فکر من بود که برایتان نوشتم .
دوما" بنده بر این باورم که : هر مبارز آزاده ای را باید پاس داشت . چون آنان هدف و آرمان بزرگی برای خود دارند و شاید هم هدف آنها در شرایط کنونی کار آمدتر باشد و من برای هر کسی که با فکر و عقیده مبارزه میکند احترام قائلم . مثلا" همین آقای نوری زاده ، من اکثر برنامه های ایشان را گوش میکنم و در هیچ کجای حرفهایش نشنیدم که به شخصی و یا شخصیت مملکتی توهین بکند و هر حرفی را که بر زبان می آورد برایش دلیل و سندی ارائه میدهد ، ولو اینکه آن سند و مدرک برای ما اهمیتی نداشته باشد و یا مسائل اعتقادی ایشان مورد تائید ما نباشد ، و یکی دیگر از مسائلی که ایشان رعایت میکنند دوری از خشونت و تروریسم است که در هر حال مردم را به مبارزه مسالمت آمیز و بدون خونریزی دعوت میکند و این به شخصه برای من مورد تائید است .اما سازمان مخوفی مثل منافقین ( مجاهدین خلق ) که فقط و فقط اسلحه و ترور را میشناسد و در جنگ هشت ساله هم بر روی هموطنان خودشان اسلحه کشیدند را به هیچ عنوان نباید یک گروه مبارز آزاده به حساب آورد .
اما اصل مطلب : مملکت ما تنها کشوری است که اکثریت آنرا شیعیان تشکیل میدهند و با توجه به در اقلیت بودن شیعیان در جهان اسلام ، لازم است که حکومت ایران از دیگر شیعیان جهان حمایت بکند و این دقیقا" همان چیزی است که دولتهای عربی ( وهابیون ) از آن نگرانند و از طرف دیگر چون ما اقلیت فارس هم هستیم باز هم عربها دل خوشی از ما ندارند و به بهانه های مختلف گروههای اپوزوسیون سنی مذهب ساکن ایران را بر علیه حکومت ایران و شیعیان تحریک و پشتیبانی میکنند که نمونه آنرا در خوزستان و بلوچستان و کردستان میبینیم . اگر سیاست حکومت ایران در قبال اهل سنت ایرانی این است که در فعالیتهای سیاسی بکار گرفته نشوند و از مسئولیتهای دولتی دور نگه داشته میشوند دلیل بر آن نیست که همه شیعیان ایران بر همین عقیده اند ، بلکه بر عکس بسیاری از مردم ایران منجمله خود بنده بسیار مایلم که اقلیتهای مذهبی ساکن ایران حتی غیر مسلمانان هم بتوانند در حکومت شریک شوند . اما شرایط امروز بگونه ای رقم خورده که مسلمانان اهل سنت جهان بخصوص عربها در تدارک برنامه های دراز مدت برای حذف کامل مذهب تشیع و بخصوص فارس ها از گیتی هستند و پیش قراول این جبهه گروههای القاعده و طالبان هستند که داغ ترین نمونه این ادعا : تهدید چند روز قبل ابو عمر البغدادی رهبر القاعده شاخه عراق هست که به صراحت قتل شیعیان ایرانی (فارس ) را واجب اعلام کرد و تهدید نموده که جنگ خونینی را بر علیه ایران تدارک دیده است ( البته از این تهدیدات باکی نیست چرا که این گروه هر روز مردم و ملیت های مختلف جهان را تهدید میکند ) و همه میدانند که ماموریت این گروه در عراق این است که با عملیات تروریستی به نسل کشی شیعیان بپردازند و مانع از تشکیل یک حکومت مردمی و قانونمند در عراق بشوند و مبارزه با اشغالگران عراق ( آمریکا و انگلیس ) فقط بهانه ای است تا ماندنشان را توجیه کنند و شاید بسیاری از ما در سایتهای مختلف اینترنتی صحنه های تکاندهنده و شنیع سر بریدن مردم عراق را دیده باشیم ! آیا اسلام و قران این را توصیه کرده ؟ و از همین صحنه ها میتوان به ماهیت کثیف این گروهها پی برد . البته این را منکر نیستم که گروههای شیعی تندرو هم هستند که عکس این قضیه را انجام میدهند .
حال با این مقدمه از عراق بیائیم بیرون . در استان سیستان و بلوچستان اکثریت ساکنین را اهل سنت تشکیل میدهند و در زمان های دور هیچ بحثی در خصوص شیعه و یا سنی بودن مردم استان مطرح نبود و همه مردم برادروار با هم زندگی میکردند . اما از روزی که القاعده اعلام موجودیت کرد و در بین تمام اهلسنت جهان جایگاه خود را شناخت ، شروع به تخریب افکار عمومی بر عیله شیعیان کرد و با هزینه های آنچنانی خیلی راحت توانست برای خود پیروان و هواداران دو آتیشه پیدا کند و یک نمونه آن عبدالمالک ریگی هست . که البته خود او ارتباط با القاعده را تکذیب نموده ولی من با دلیل توضیح میدهم که او هم یکی از جرثومه های فاسد و نوکر القاعده هست . اگر یادتان باشد در سال ۸۳ که گروهک جندالله به پاسگاه مرزی گدار ناهوک حمله کرد و اعضای آنرا گروگان گرفت فیلمی تهدید آمیز تهیه نمود و در سطح شهر زاهدان تکثیر کرد و در آن فیلم عبدالمالک با ریش بلند جلوی دوربین ظاهر شد و چند جمله ای که متشکل از بلوچی و فارسی و عربی بود بزبان راند . شکل ظاهری او کاملا" شبیه افراد طالبان بود و پس از آن فیلمی از صحنه سر بریدن شهاب منصوری ( برادر زن برادرش ) توزیع شد که خود عبدالمالک با صورت پوشیده متن حکم اعدام را خواند و سپس شخصا" آن جوان نگون بخت را مثل گوسفند سر برید و پس از آن هم افراد او شروع به شادمانی و تیر اندازی هوایی و قرائت قران کردند ( ببینید که چگونه اسم قران را خراب میکنند ) و جالب اینکه در مصاحبه ای این قضیه را تکذیب نمود و گفت : من به افرادم دستور دادم که او را گوشمالی بدهید و آنان بدون اطلاع من او را سر بریدند !!! یک انسان خیلی باید پست و ذلیل باشد که اینچنین دروغ بگوید . اگر تو اینکار را نکردی که حتما" کردی ! پس افرادت دست به این عمل زدند و این دقیقا" همان چیزی هست که القاعده در عراق انجام میدهد. و بعد از همه اینها فاجعه تاسوکی بوجود آمد و در فیلمی که تهیه و پخش شد خود عبدالمالک اعلام کرد که بدلیل اینکه نیروی انتظامی در فلان خیابان زاهدان به چند نفر از جوانان فلان طایفه اهلسنت شلیک کردند و آنان را بقتل رساندند ، پس چون جمهوری اسلامی مردم عادی ما را کشته ! ما هم در جواب این حرکت ، مردم عادی آنها را میکشیم تا با هم برابر بشویم!!!؟؟؟ و خیلی راحت تعدادی بیگناه را کشت و بعد هم ادعا کرد که ما به مسئولین حمله کردیم و هیچ مردم بیگناهی در میانشان نبود ! و من به شرافت خودم قسم میخورم که به غیر از سه نفر از آنان که مسئول حراست چند اداره دولتی بودند دیگران از مردم کوچه و بازار بودند و بیگناه و به جرم فارس و شیعه بودن بشهادت رسیدند ( البته هر کسی که این حرفها را قبول ندارد من حاضرم با هزینه خودم فیلم های مربوط را برایش ارسال کنم تا به عینه ببینند که عبدالمالک ریگی یعنی دروغ ) . در اینجا روی سخنم با هموطنان و بخصوص فارس های ایران هست : عبدالمالک ریگی درست است که یک جانی بیش نیست ! اما درس جنایت و دروغگویی و تظاهر را خوب بلد هست و حتی توانست شخص تحصیلکرده و سیاستمداری مثل علیرضا نوری زاده را هم فریب بدهد . البته علت اصلی معروف و محبوب شدن عبدالمالک در بین مردم ایران ، فقط رسانه های ما و بخصوص صدا وسیما هست که با سکوت معنا دارشان افکار عمومی را از جنایات عبدالمالک منحرف کردند و مردم استان سیستان و بلوچستان را با مصیبهایشان تنها گذاشتند که خود عقده ای بزرگ برایشان شد و خدا نکند که روزی این عقده سر باز کند. که شیعیان ایران نیز همچون عراق مقتدی صدر خواهند داشت و سپاه مهدی تشکیل خواهند داد ( اما امیدوارم که آنگونه نشود )
هموطنان عزیز : من نمیگویم که این حکومت فعلی ایده آل است و باید از آن حمایت کنیم اما اینرا میدانم که اگر روزی خدای نکرده کشور دیگری به ایران حمله کند و یا بیگانگان بر کشور ما مسلط شوند ، ایران عزیز ما میشود :عراق دوم ! اینرا شک نداشته باشید . و در آنروز تمام عقده هایی که این گروههای وهابی از حکومت ایران داشتند را بر سر مردم ایران خالی میکنند و همین عبدالمالک ها مردم ایران را به جرم ایرانی بودن در خیابان ها سر میبرند و هر روز صدای انفجار خودروهای بمبگذاری شده و افراد انتحاری در گوشه و کنار شنیده میشود .گروههای تروریست وهابی از افغانستان و پاکستان و دیگر کشورهای عربی به ایران می ایند و شروع به نسل کشی میکنند چونکه هدف بزرگ اعراب همین است : ایرانی و فارس در جهان وجود نداشته باشد . پس شما را بخدا برای یکبار هم که شده کمی در مورد عبدالمالک و افکارش تحقیق کنید ، اعمال گذشته او را ببینید و به اعلامیه ها و فیلم های آنان از روز اول تشکیل تا امروز دقت کنید ، شاید وقتتان را بگیرد اما ارزش دارد . آنان فقط تشنه خونریزی هستند آنهم خون ایرانی و شیعه ! و برای کشتارشان هم توجیه می آورند. من به جرات قسم میخورم که از تمام نیروهای نظامی که عبدالمالک آنان را کشت به جز سرهنگ شیبک ، دیگران همه در حد یک گروهبان بودند و بس ، اما همین شخص به دروغ آنان را سرهنگ معرفی کردتا با دلیل آنان را به قتل برساند . همه ما شاهد بودیم در اواخر سال قبل گروهک جندالله یک خودروی نیروی انتظامی حامل یک گروهبان و سه سرباز را گروگان گرفت و ادعا کرد یک سرهنگ که حامل پیام محرمانه و مهم از مرکز ! بوده را دستگیر کردیم و به همین زودی او را اعدام میکنیم و در مصاحبه ای که با سعید قائم مقامی ( مجری کانال یک ماهواره ) داشت این مسئله را اعلام نمود و زمانی که سعید قائم مقامی از او خواست آن افراد را آزاد کند و حتی بیشتر تماس گیرندگان تلفنی از او خواستند که آن فرد نظامی را آزاد کند ، اما عبدالمالک به هیچ کدام از درخواست های مردم توجهی نکرد و در کمال نامردی آن گروهبان را به شهادت رساند ، حال سوال من این است : در عصری که به نام عصر ارتباطات معروف شده و تمام اطلاعات و .... با یک کلیک از این طرف جهان به آنسوی جهان میرسد . آیا معقول است که یک پیام مهم و محرمانه نظامی از مرکز کشور به یکی از شهرهای دور افتاده بلوچستان توسط خودرو انتقال داده شود ؟
پس درخواست من این است که به هوش باشیم و از هویت و اصالت ایرانی ؛ آریایی خودمان حفاظت کنیم و مطمئن باشید که اگر بخواهیم کشوری آباد داشته باشیم حتی اگر بخواهیم حکومت را هم عوض کنیم اینکار باید بدست مردم ایران انجام شود نه عبدالمالک و یا کسانی که اصالت ایرانی آنها مورد سوال است . هدف عبدالمالک و طرفداران و هم فکرانش این است که بلوچستان از ایران جدا شود و با بلوچستان پاکستان و افغانستان خودمختاری اعلام کرده و یک کشور مستقل تشکیل دهند و برای رسیدن به این هدف خود را مدافع مردم ایران معرفی میکند و حتی اسم گروهک جندالله را که یک گروه تندروی اسلامی ، سنی و طالبانی هست بنام جنبش مقاومت مردمی ایران تغییر داد تا ثابت کند که در دورویی و نفاق شاگرد اول است . حال همه مردم ایران آدرس ایمیل و وبلاگ عبدالمالک را دارند و دوست دارم که از او درباره فعالین و مبارزین ایران و یا حادثه 18 تیر و یا مسائل مبتلابه کشور سوال کنید! اگر او مدافع و طرفدار مبارزه ایدئولوژیک و مردمی ایران هست باید اطلاعات خوبی داشته باشد و اگر هیچکدام را ندانست که ....... ولی کسی که آدرس وبلاگ رسمی گروهش را نمیداند آیا میتواند به سوالات مردم پاسخ بدهد . ؟! من که بعید میدانم .
در انتها لینک پیام تهدید القاعده را برایتان میگذارم: http://www.baztab.info/news/70988.php
بالاخره یک نفر هم از سیل زدگان سیستان و بلوچستان سخن گفت و اعتراض کرد:
شهریاری، نماینده زاهدان در مجلس با ابراز نگراني از خطر شيوع بيماريهاي رودهاي، كمبود پزشك و آمبولانس و نبود تعداد كافي توالت بهداشتي در روستاهاي مناطق سيل زده گفت: 50 درصد روستاهاي اين مناطق به آب آشاميدني سالم دسترسي ندارند.
حسينعلي شهرياري در گفت و گو با فارس، افزود: از زمان وقوع سيل و طوفان در جنوب شرق كشور اقداماتي براي جلوگيري از شيوع بيماريهاي واگير و ارائه خدمات بهداشتي درماني در منطقه انجام شده است و وضعيت بهداشتي شهرها به خصوص شهرهاي سرباز، سراوان و كنارك در استان سيستان و بلوچستان رو به بهبود است اما روستاهاي منطقه با مشكلات بهداشتي زيادي مواجه هستند.
وي اضافه كرد: ميزان بروز مالاريا نسبت به سال گذشته تغيير چنداني نشان نميدهد و فقط يك مورد شبه وبا (التور) كه از پاكستان آمده بود در اين منطقه شناسايي شده است اما به علت كمبود آب آشاميدني سالم، خطر اپيدمي بيماريهاي رودهاي در منطقه وجود دارد.
نماينده زاهدان در مجلس شوراي اسلامي گفت: به طور كلي زير ساخت آبرساني در استان سيستان و بلوچستان از قبل از زمان وقوع سيل بسيار ضعيف و در رتبه آخر كشور قرار دارد به همين علت در گذشته نيز در بسياري از مناطق روستايي به علت خشكسالي و نبود آب سالم، آب آشاميدني با تانكر منتقل ميشد.
وي افزود: با وجود سيل اخير اكنون مردم به خصوص در روستاها ممكن است از آبهاي راكد و بركههاي ايجاد شده براي آشاميدن استفاده كنند و اين مسئله خطر بروز و شيوع بيماريهاي رودهاي را به وجود آورده است البته اكنون آب آشاميدني روزانه با 60 تانكر به اين مناطق منتقل مي شود اما اين ميزان كافي نيست و حداقل بايد دو برابر شود.
شهرياري گفت: البته مسئولان محلي روشهاي ضدعفوني و كلرزني را به مردم منطقه آموزش داده اند و كلر لازم را در اختيار مردم قرار ميدهند اما اين اقدامات كافي نيست و مردم به آب سالم آشاميدني نياز دارند.
وي افزود: علاوه بر آن مشكل كمبود توالت بهداشتي در اين منطقه كه از گذشته وجود داشته است اكنون بيش از هر زمان ديگري خودنمايي ميكند و حداقل به 100 هزار چشمه توالت بهداشتي در استان سيستان و بلوچستان نياز است.
عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس گفت: كمبود سرانه درمان، پراكندگي جمعيت و كمبود امكانات بهداشتي و درماني به خصوص پزشك و آمبولانس اين نگراني را هم به وجود آورده است كه شاخصهاي بهداشتي منطقه به خصوص مرگ و مير مادران و نوزادان كه اكنون در رتبههاي پايين كشوري است باز هم كاهش يابد به همين علت لزوم سرمايه گذاري و رساندن امكانات و اعتبارات ويژه براي وضعيت اضطراري و بحراني فعلي در منطقه از سوي وزارت بهداشت به اين مناطق ضروري است.
شهرياي گفت: وضعيت بهداشتي منطقه نگران كننده است و اگر مسئولان بهداشتي كشور به موقع خدمات لازم را به منطقه نرسانند بايد منتظر اپيدمي بيماريهاي رودهاي در منطقه باشيم.
البته چند روزی است وبلاگ حامی این جانی در کما است و مطلبی منتشر نکرده است. به نظر می رسد اختلافات درونی و عدم پشتیبانی این گروهک مزدور و نیز شدت جراحات سرکرده تروریست ها موجب شده همه حامیان این نابلوچ هم در کما به سر برند.
جالب این که بخش خبری این گروهک معمولاً توسط برخی افراد مشهور شده و نان به نرخ روز خور به روز می شود.
و اما خبر دلاور بلوچ را در ادامه بخوانید:
خبري از مالك جاني
با سلام خدمت قوم بلوچ
خبر خوش
عبدالمالك ريگي در كما بسر ميبرد
طبق اخبار رسيده بعد از تلاش پزشكان براي مصاحبه مالك
حال اين نابلوچ دوباره وخيم شد
و در حالت كما بسر مي برد
براي نابوديش همه با هم دعا مي كنيم
شتر در خواب بیند پنبه دانه.
دوشنبه ۱۱/۴/۸۶ ساعت ۶.۳۰ عبدالمالک ریگی با تلویزیون کانال یک مصاحبه کرد :
این کانال تلویزیونی متعلق به شهرام همایون یکی از مزدوران فراری و ساکن آمریکا میباشد که تعدادی از عناصر مزدور و خود فروخته را دور و برش جمع نموده و به جوسازی و شایعه پراکنی بر علیه کشورمان مشغول است . که یکی از آنها علیرضا نوری زاده است ، او کسی هست که از دولت انگلیس حقوق میگیرد تا بر علیه ایران مطلب بنویسد و جالبتر اینکه : اگر پای سخنانش بنشینی بگونه ای صحبت میکند که انگار مهم ترین و محرمانه ترین خبرهای مملکت را از بلند پایه ترین مقامات کشور دریافت میکند . و بیشتر اوقات اینگونه بیان میدارد که مثلا : امروز یکی از فرماندهان ارشد سپاه با من تماس گرفت و فلان خبر را داد و یا بیشتر مقامات مهم و ارشد در وزارت اطلاعات ایران از دوستان من هستند و به من خبر میدهند !!! خلاصه که حسابی خالی بندی میکند .از اینها بگذریم
پس از فاجعه تاسوکی که اکثریت جامعه جهانی آنرا محکوم کرد ، همین آقای نوری زاده با عبدالمالک مصاحبه نمود و لکه ننگ دیگری بر دامان آلوده اش گذاشت و به عبدالمالک پیشنهاد داد که چون اسم گروهک "جندالله" اسلامی هست و بسیاری از گروههای اپوزوسیون یا کمونیست و یا لائیک هستند پس برای جلب نظر آنها بیا و اسم گروهت را عوض کن و عبدالمالک هم چون غلام حلقه بگوشی امر را اطاعت کرد و گروهکش شد :" جنبش مقاومت مردمی ایران " و بقول خودش اگر تا دیروز برای آزادی بلوچستان مبارزه ( بخوانید جنایت ) میکرده ، امروز برای آزادی ایران اینکار را ادامه میدهد. بهرحال که عبدالمالک و نوری زاده به گردن هم حق زیادی دارند . در مصاحبه دیروز هم نوری زاده پس از ابراز احساسات و خوشحالی بخاطر دروغ بودن خبر کشته شدن عبدالمالک ! مصاحبه مفصلی با او انجام داد و او هم با کمال بیشرمی ،هر چه دروغ در آستین داشت تحویل داد .
یکی از آن دروغ ها این بود که پس از خبر کشته شدن من مردم استان بسیار پریشان و ناراحت بودند ! (والا ما که به جز احساس شادی و امید چیز دیگری در چهره مردم ندیدیم ) و با کمال وقاحت خبر مذاکره دولت با گروهکش را اعلام نمود ( بدون شرح ) و جالبتر اینکه دولت از او استدعا و تمنا نموده که بیا و با ما مذاکره کن ! اما او گفته که حتما" باید یک نماینده از سوی سازمان ملل در این مذاکره حضور داشته باشد ! ( مثل اینکه باورش شده یه عددی هست ) البته او یادش رفته که در ذهن جوامع بین الملل اسمی بنام عبدالمالک و جندالله وجود نداره و اصلا" بحساب نمیاد چه برسد به اینکه نماینده ای هم حضور داشته باشه ( سازمان ملل هنوزم که هنوزه اسم سازمان منافقین را از لیست گروههای تروریستی پاک نکرده چه برسد به شما ) . اما اگر در مصاحبه دیشب خوب دقت کرده باشیم متوجه یک نکته میشویم که نوری زاده با زیرکی به عبدالمالک و همه مردم فهماند که تا چند ماه پیش گروهک جندالله شیوه طالبانی داشته و هیچگونه سواد و اطلاعات کافی در خصوص وقایع روزمره جهان نداشته و من بودم که او را بزرگ کردم و سر زبانها انداختم به این حرفهای نوری زاده توجه کنید :
دکتر علیرضا نوریزاده : آقای عبدالمالک ریگی اجازه بدهید من سئوالی در پی همان انتقاداتی که داریم مطرح کنم من از شما سئوال میکنم این آقای ریگی که من الان دارم با او صحبت میکنم این عبدالمالک ریگی جوانی که من دارم با او صحبت میکنم آقای ریگی 4 ماه پیش نیست آدم یکسال پیش هم نیست دارد با زبان یک مبارز خردمند با زبان سیاسی صحبت میکند یک جوانی که زمانی در حوزه روحانی اهل سنت بوده به این شدت و با این سرعت این تحول روحی را پیدا میکند دیگر صحبت از جندالله نمیکند صحبت از جبههای بزرگ برای آزادی همه مردم ایران میکند انگشت فقط روی بلوچستان نمیگذارد بلکه همین الان صحبت از کرد و بلوچ و عرب و ترکمن و غیره و تمام اقوام ایرانی سخن به میان میآورد خیلی خوشحالم این تحول را شما پیدا کردید حتما مطالعه کردید و آدمهای خردمندی مصاحب شما بودند......... توجه کردید ؟! خیلی راحت به او میگوید که آدم ۴ ماه پیش نیستی( یا اصلا" چهار ماه پیش آدم نبودی) و پس از صحبت با من رفتی و مطالعه کردی . و پس از آن هم عبدالمالک بادی به غبغب می اندازد و میگوید :
عبدالمالک ریگی : من دوست ندارم از خودم تعریف کنم من هم یک جوان بودم هیچکس دوست ندارد جوانی خودش را در چنین راهها و چنین وضعیتهایی که همیشه در خطر مرگ و ............................... ما را مجبور کردند که وارد چنین مسیری شویم زمانی که ما مبارزه را شروع کردیم بنده از قبل مطالعاتی داشتم و اینکه به شما رساندند که بنده طلبه حوزه علمیه بودم اینطور نیست من بطور مستقل در مدرسهای درس نخواندم البته مطالعات زیادی در مسایل دینی داشتم و پس از اینکه ما این فعالیتها را شروع کردیم من مطالعات زیادی روی جنبشهای سیاسی و جنبشهای چریکی در دنیا ، اسباب و علل رشد جنبشها و اسباب و علل تنزل و انحطاط جنبشها انجام دادم و هر چه مطالعات ما بیشتر میشد امید ما به پیروزی و خردگرایی بیشتر میشد .( خیلی دلم میخواهد بدانم که عبدالمالک قبل از اینکه مردم بیدفاع را در تاسوکی قتل و عام و یا بقول خودش فعالیت مبارزاتی اش را شروع کند ، چه کتبی خوانده و یا چه مطالعاتی کرده البته از حق نگذریم چه حرفهای قلمبه سلمبه ای یاد گرفته )
البته در طول مصاحبه بر همگان معلوم شد که نوری زاده مزدور هم با سیستانیها سر دشمنی دارد ، چرا که قضیه کشتار کرمان ( دارزین بم ) را عنوان نمود و اظهار تاسف کرد اما از تاسوکی هیچ اسمی بمیان نیامد . البته مطمئن هستم که قبل از مصاحبه هماهنگ کردند که اسمی از آن بمیان نیاید و بگونه ای صحبت شد که در استان سیستان و بلوچستان فقط بلوچ ساکن هست و سیستانی وجود ندارد و این قضیه را در اکثر مصاحبات و گفتگو ها دقت کردم و حتی در شبکه صدای آمریکا هم هر وقت صحبت میشود فقط میگویند بلوچ ها در ظلم و ستم هستند و فلان و بهمان . و انگار سیستانیها همه در ناز و نعمت بسر میبرند و هیچگونه مشکلی ندارند ( البته نیازی به دلسوزی این مزدوران هم نیست )
خلاصه که : ما بیصبرانه منتظر قسمت دوم مصاحبه جناب نوری زاده با عبدالمالک هستیم و آرام و قرار هم نداریم ( نکته : این حرف من نبود حرف افراد ذیل هست )
سلام بر ملت بيدار بلوچ
برادران و خواهران بلوچ سلام و خسته نباشيد
متاسفانه با خبر شديم عده اي كه سعي دارند بر بخل و ناداني خود پافشاري نموده و همچنان در عصر گفتگو و انديشه ،سلاح و شميشر را بعنوان زبان خويش قرار دهند.ودر اين عرصه مهم نيست كه چه بر سر ساير مردم بلوچ مي ايد و منافع خودشان را بر همه ترجيح مي دهند.همچنان بر مسير خود ادامه مي دهند.
جالب است كه سخنان گوهر بار حضرت شيخ الاسلام مولانا عبدالحميد كه در بسياري از مسائل و مشكلات اقوام سني در ايران و منطقه راه گشا و حلال مشكلات ميباشد نيز در بين اين گروه شرور و جاهل تاثيري ننموده تا جايي كه ايشان در جلسه اي در حضور چندين نفر از اندشمندان و سياسيون اهل سنت ايران فرمودند:
من از دست اين گروه ديگر خسته شده ام و كار اينان را به خدا واگذار مي كنم. . . . اميدوارم خدا هدايتشان كند و جوانان اين مردم مظلوم را اينگونه در را ناثواب به دست مرگ ندهند .
حال خودتان قضاوت نماييد كدام راست مي گويند عده اي كه امثال من رامتهم به زابلي بودن و غيربومي و ساير اتهامات مي نمايند و گوش خود را بر حقيقت بسته اند يا علما و بزرگان و ساير انديشمندان بلوچ و . . .
خدا از عمر اين گروه جاهل بر دين و نامسلمان بكاهد و بر عمر علماي آگاه و صبور سني بيفزايد
دست همه دوستان بلوچم را در راه آگاه سازي مردم مي فشارم
من در پست بعدی نظرم را که مخالف این دیدگاه است مستدل می نویسم اما شما نظرتان چیست؟
برای ما که با ماهیت این فرد و تعداد اندک مزدورانی که برای پول دورش جمع شده بودند خبر خوبی بود. چرا که این فرد با همکاری برخی مزدوران دیگر جنایات مختلفی انجام داد که آنها را به نام بلوچ به ثبت رساند در حالی که مردم بلوچ با جنایات وی بیگانه اند و از وی حمایت نمی کنند. چنان که الان هم از دستگیری وی خوشحال و شادمانند.
من بارها در وبلاگ های این مزدوران جنایاتشان را که پس از تحقیق به دست آورده بودم افشا کردم اما یک بار هم این گروه این پیام ها را منتشر نکرد.
هفته قبل نیز در همین وبلاگ خبر کشته شدن برادر جنایت کار این جانی منتشر شد. جالب این که هنوز یک هفته نگذشته خبر دستگیری خود مالک هم منتشر شده که جای خوشحالی برای مردم بلوچ دارد.
در این چند روز هم وبلاگ هایی که از این گروهک مزدور طرفداری می کند سعی کردند با نوشته های مسخره بی سر و تهی قضایای پیش آمده را تکذیب کنند که البته دیگر برای این کارها دیر شده است. دیروز و امروز بسیاری از مردم این خبر را دهان به دهان منتقل می کردند و خبرگزاری های مستقلی هم این خبر را پوشش دادند.
و یک نکته در پایان این که هنوز هم برخی سعی دارند این وبلاگ را به سیستانی بودن منتسب کنند. البته چه باک. حرف حق و حقیقت پاسخ ندارد. اگر این افراد به خود زحمت می دادند در پی حقیقت باشند دیگر به این اتهامات و دروغ ها دل خوش نمی کردند. این افراد دعوت می کنم به حق و حقیقت برگردند.
ما به دلایلی نمی توانیم هویت خود را آشکار کنیم. جتی برخی از اطلاعات و مطالبی هم که داریم نمی توانیم منتشر کنیم. زیرا می دانیم منابع خبری ما که در جاهای مختلف هستند لو می رود و برای آنها زحمت درست می شود. از این رو به ارائه مباحثی می پردازیم که برای این دوستان ما ضرری نداشته باشد. ان شائ الله در مواردی که ضرری نداشته باشد به افشای برخی اطلاعات می پردازیم. از جمله عقبه رسانه ای گروهک های مزدور و تروریست و خائن به مردم بلوچ را.
الحمد لله در چند روز گذشته شماری از این خائنان به ملت بلوچ به سزای کارهای خود رسیده اند و بعضی هم دستگیر شده اند. ما باید ساحت عامه بلوچ زا از این دسته جدا کنیم و به دنیا اعلام کنیم که بلوچ با این تحرکات نسبتی ندارد و در ایران زندگی می کند و ایرانی است.
حق یارتان.
همچنین در ایمیلی که به من رسید گفته شده است که افراد عبدالمالک در طی درگیری داخلی به سوی همدیگر تیراندازی کرده و چندین نفر از آنها از جمله برادر وی نیز کشته شده اند.
البته یک خبری نیز رسید که خود عبدالمالک هم کشته شده است که نوز از سوی منابع مستقل تأیید نشده است. ما منتظرم خبرهای دقیق تری به من برسد.
دوستان اگر خبر دقیقی داشتند با ایمیل خبر دهند.