تبليغاتX
بلوچ ایرانی
محمد بلوچ هم مثل بسیاری دیگر از آدم های مریض در پیامی با رمل و اضطرلاب غیب گویی کرده است که ما به نام بلوچ چیز می نویسیم و بلوچ نیستیم.

باید گفت به جای سخن منطقی شما حجالت نمی کشید که یک صدای مخالف را هم تحمل نمی کنید؟
اگر دوستانت تروریستت نظرات من را در وبلاگشان منتشر می ساختند من دست به کار ساخت وبلاگ  نمی شدم. حالا هم به جای اتهام زدن درباره نوشته ها اظهار نظر کنید و بیش از این بی منطقی و خودفروختگی خود را اثبات نکنید و به دامان میهن و مردم بازگردید.

حالا هم اجازه بفرمایید ما هم بلوچ باشیم.

ظاهراَ شما و برخی دوستان تروریست شما باید اجازه دهند که چه کسی بلوچ باشد و چه کسی نباشد. در جریان شهادت شهید محمد امین ریگی هم دیدیم که چگونه عصبانی شدند و دست به فحاشی زدند.

یقین داشته باشید که اگرچه تعداد قلیلی هم از شما تعریف و تمجید می کنند اما قلبشان با شما نیست و از سر ترس است که از تروریست ها حرفی می گویند.

ما همچون شهید محمد امین ریگی وفادار به نظام هستیم و جان خود را هم مثل او تقدیم مردم و سرزمین مان می کنیم و حاضر نیستیم که یک لحظه در خدمت بی جیره و مواجب بیگانگان باشیم و به میهن و مردم خود خیانت کنیم.

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 19:13 توسط بلوچ زهی |

ایرنا گزارش داد:

سخنگوي وزارت امور خارجه پاكستان گفت كه گروهي موسوم به "جندالله" اقدام به ربودن ‪ ۲۱‬ايراني كرده بود.

تلويزيون خصوصي "ا. آر واي ‪ "۱‬روز دوشنبه به نقل از خانم "تسنيم اسلم" افزود كه اين ‪ ۲۱‬ايراني روز دوشنبه از استان سيستان و بلوچستان ايران ربوده شده بودند.

به گفته وي، اين افراد به داخل پاكستان منتقل شده بودند كه صبح روز سه‌شنبه در منطقه "تربت" در ايالت بلوچستان پاكستان توسط نيروهاي نظامي آزاد شدند.

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

این در حالی است که این گروهک طی اعلامیه ای که از پاکستان منتشر شده است شرکت خود در این گروگان گیری را رد کرده است. آگاهان معتقدند به دلیل شکست کامل و سریع این گروگان گیری و عدم دست یابی به اهداف مورد نظرشان که باجگیری بوده است این اعلامیه صادر شده است.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 23:34 توسط بلوچ زهی |

بعد از جنایت و گروگان گیری که امروز در میان چابهار و سرباز رخ داد وبلاگ این از خدا بی خبران شروع به دروغ پردازی کرده است. از جمله به دروغ مدعی درگیری به اصطلاح جوانان بلوچ با پاسداران شده که از اساس کذب محض است.

همچنین در خبر دیگری مدعی شد کسانی که در 24 اسفند 1384 در تاسوکی به گلوله بسته شده اند همه از افراد رده بالای استان بوده اند. همین جا از این نابلوچان نامسلمان دروغ گو می خواهم بنویسند از 22 نفری که در آنجا کشته شدند چند نفر دارای پست و مقام بوده اند تا ما هم شیرفهم شویم و بقیه حرفهایتان را هم باور کنیم؟ من خودم حاضرم اگر شما اینها را با منصبشان معرفی کردید در همین صفحه قرار دهم.

آخر چه قدر دروغ و نیرنگ و فریب جوانان عزیز ما.

همین چند خبری که مبنی بر درگیری بین جوانان بلوچ و پاسداران منتشر کرده اید ما که از این درگیری ها چیزی نشنیدیم. این خبرها در پاکستان و توسط شما تروریست های از خدا بی خبر نابلوچ نامسلمان تروریست شرور و دزد منتشر می شود.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 0:38 توسط بلوچ زهی |

باز هم بلوچ بر سر زبان ها رفت.
باز هم بلوچ به عنوان شرور نام گرفت.
باز هم بلوچ به عنوان تروریست معرفی شد.
باز هم بلوج آدم کش شمرده شد.
و باز هم حادثه ای دیگر در چابهار.
این بار هم جاده ای بسته شد و گروهی که همه دیگر با ماهیت آنها آشنا شدیم حادثه آفریدند و گروهی از مردم را کشته و به گروگان بردند و ماشین های آنها را آتش ردند.
با این کارها چه چیزی را می خواهند ثابت کنند؟
جز این است که وجهه بلوچ را خراب کرده اند؟
و هر چه بدی است را برای بلوچ یادآور شده اند؟
خدا لعنتشان کند که نمی گذارند ما آرامش داشته باشیم و به زندگی و کارمان بپردازیم.
برخی نزدیکان می گفتند که از مسافران می پرسیدند که بلوچ هستید یا فارس؟ و شیعه هستید یا سنی؟ بعد اگر بلوچ و سنی بود رها می شد و اگر شیعه و فارس بود گروگان گرفته می شد.
این است وضعیت ما در قرن بیست و یکم.
جهالی که نام جندالله بر خود گذاشته اند به کشتار مردم دست می زنند آن هم به اسم اسلام و دفاع از بلوچ.
ما اگر این حامیان را نخواهیم باید به که رجوع کنیم؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 21:22 توسط بلوچ زهی |

این خبر هم از وبلاگ سیستان و بلوچستان خواندنی است.

طبق اخبار واصله و موثق:

در هفته گذشته تعدادی از بلوچهای اپوزوسیون خارج از کشور ( بیشتر از سوئد و انگلیس ) با اعزام نماینده به بلوچستان پاکستان  ملاقاتهایی با سران و ریش سفیدان ایالت وزیرستان داشته اند که عمده مطالب طرح شده در جلسات مبنی بر اتحاد و همکاری بین بلوچهای مخالف رژیم ایران و بلوچهای مخالف رژیم مشرف بوده که درخواست نموده اند که با تشکیل یک گروه مخالف بزرگ و عمده و با همکاری هم به حملات تروریست بر علیه دو کشور دست بزنند که پس از چند روز بحث و مذاکره جواب طیف طرفداران بگتی جالب است :

انها در پاسخ به درخواست همکاری بلوچهای ایران اظهار داشتند که ایدئولوژی و روش مبارزه ما با شما بسیار تفاوت دارد و ما با عقیده و دانش مبارزه میکنیم و شما با اسلحه و زور !!! و به این گروه گفتند که اقدامات عبدالمالک ریگی در ترور و خشونت و کشتن مردم بیگناه آبروی هر بلوچی را برده و ما این اقدامات را محکوم میکنیم و هیچ وجه تشابهی با شما نداریم و بقول معروف شما را اصلا داخل آدم حساب نمیکنیم تا چه رسد به همکاری !!!!!

واقعا" که این قبیل مبارزه ( بهتر بگویم آدمکشی ) در هیچ کجای دنیا مشروع نیست و همه آن را محکوم میکنند . منجمله بلوچهای فهمیده پاکستانی .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 17:38 توسط بلوچ زهی |

وبلاگ سیستان و بلوچستان مطلب مفصلی درباره عبدالمالک بلوچ نوشته که در زیر می خوانید.

این مطلب را حتما" بخوانید تا با واقعیت های جدیدی آشنا بشوید :

در این چند سال اخیر یک اسم خیلی سر زبان ها افتاد و بقول معروف مشهور شد و او کسی نبود جز عبدالمالک ریگی کسی که براحتی آدم میکشد و به همان راحتی کشتن آدم ها را تکذیب میکند و اما او که بود و الان چه میکند ؟

نکته : بدلایل امنیتی از درج بعضی اسامی اشخاص و اماکن معذورم .

عبدالمالک ریگی در خانواده ای بدنیا آمد که بر خلاف خودش ! بسیار با شرف و مومن بودند . پدرش بعنوان سرایدار یک شرکت ساختمانی در زاهدان کارمیکرد و با همان حقوق اندک خرج خانواده پرجمعیتش را میداد. او ( پدرش ) دارای دو زن و ۸ فرزند بود که ۳ پسر و ۵ دختر را سرپرستی میکرد . عبدالمالک فرزند چهارم خانواده بود و پدرش علاقه زیادی به پیشرفت و تحصیل او داشت چون دو برادر دیگرش از تحصیل بازمانده بودند و اکنون پدر امیدوار بود که او حداقل برای خودش کسی بشود . بهرحال دوران ابتدایی و راهنمایی را در یکی از مدارس زاهدان واقع در خیابان خیام گذراند و در همانجا بود که با یکی دو نفر از دوستان که اتفاقا از طایفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم برای فرار از درس و مدرسه فراهم گردید . البته یکی دو مورد سرقت کوچک از مثلا" بقالی محل و شکستن شیشه ماشین یکی از مسئولین مدرسه و غیره باعث شد که او با کسب کمترین معدل از مدرسه اخراج بشود و رویاهای پدر را نقش بر آب کند . در ایامی که ترک تحصیل کرد با همان دوستان مدرسه ای که اکنون آنها هم ترک تحصیل کرده اند به خرید و فروش سی دی و پاسور و اجناسی از این قبیل روی آوردند و از طریق مرز میرجاوه اقدام به خرید این اجناس و فروش در چهارراه رسولی زاهدان نمودند . پس از اینکه عبدالمالک به سن نوجوانی رسید و اندک درآمد پدر و حتی درآمد حاصل از فروش سی دی کفاف خرجی او را نداد ، اقدام به خرید و فروش مشروبات الکلی به مقدار عمده نمود و اتفاقا" درآمد خوبی  نصیبش شد و به همین خاطر در اینکار فعالیتش را بیشتر کرد تا اینکه توسط نیروی انتظامی شناسایی شد و تحت تعقیب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه میداد. در یکی از روزهای زمستان ۱۳۷۶ یکی از شرکای عبدالمالک بنام ناصر ریگی نقشه سرقت از انبارهای پارچه موجود در چهارراه رسولی زاهدان را مطرح و با دوستانش در میان گذاشت که مورد موافقت آنها نیز واقع شد و در اولین سرقت ! توسط مامورین آگاهی زاهدان دستگیر و برای بازجویی در اختیار این اداره قرار گرفت که آن زمان مسئولیت بازجویی از آنها به عهده شهید سرهنگ حمید کاوه گذاشته شد و توسط این شهید ، گوشمالی خوبی به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همینجا بود که کینه شهید کاوه به دل این گروه نقش بست و بعدها در حالی که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش) گروه ۴ نفری عبدالمالک در حالی که دیگر سابقه دار شده بودند راهی کشور پاکستان شدند ( شهر کویته واقع در ایالت بلوچستان ) و در آنجا در یک مدرسه دینی مشغول فراگیری علوم مذهبی ! شدند که از بد ماجرا این مدرسه محل ترویج وهابیت و پایگاه اصلی طالبان و القاعده بود و عبدالمالک در یک گروه به اصطلاح جماعت تبلیغی عازم روستاها و شهرهای مرزی شد و به تبلیغ مشغول شدند.در همان ایام یکی از اشرار معروف منطقه ایرانشهر بنام مولا بخش درخشان به او ماموریت ویژه ای داد و او مامور شد که در میان دانشجویان بلوچ که در دانشگاههای پاکستان تحصیل میکردند نفوذ کند و از آنها که تحصیل کرده و با سواد هستند برای مبارزه ایدئولوژیک با حکومت ایران استفاده کند که خوشبختانه در مدت ۷ ماه فعالیتش در میان این دانشجویان نتوانست حتی یک نفر از آنان را اغفال کند . پس از اینکه تیرشان به سنگ خورد تصمیم گرفتند که اقدام به آدم ربایی و اخاذی  از انها نمایند و چند نفر از سرمایه داران زاهدان را پس از اینکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحویل ملا کمال صلاح زهی از اشرار معروف دادند و در قبال این کار مبلغی بعنوان پاداش گرفتند. با گذشت چند ماه از شروع این اقدامات ، تصمیم گرفته شد تا گروگان ها در اختیار خودشان باشد تا بلکه پول بیشتری را کسب کنند و بازهم اینکار را ادامه دادند. دیگر این گروه چهار نفره حسابی پولدار شدند و از لحاظ تجهیزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقویت کردند و چند نفری را هم بر تعدادشان افزودند و مقرر بر این شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورین اقدام به مقاومت مسلحانه نمایند و در میان گروههای شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و بیشتر این گروهها خواهان همکاری و فعالیت با آنها بودند.در یکی از روزها که قرار بود آقای ر - ا  یکی از تجار زاهدانی را گروگان بگیرند بطور اتفاقی متوجه شدند که سرهنگ حمید کاوه که اکنون دیگر بازنشسته شده با وی در امور بازرگانی همکاری میکند و کینه های قبلی که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجای شخص اصلی ، او را گروگان بگیرند و اینکار را هم انجام دادند و شهید سرهنگ حمید کاوه بمدت چند ماه توسط این گروه در کوههای مرزی نگهداری شد و پس از اینکه با شکنجه های فراوان از او فیلم سراسر دروغی را تهیه و توزیع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زمانی که یک نفر از افراد جندالله و عبدالمالک برای تهیه غذا و آذوقه به یکی از بخشهای سراوان مراجعه میکند ، توسط گروهبان شهید نامجو رئیس پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان دستگیر و تحویل مقامات قضایی میشود و عبدالمالک برای انتقام، شبانه به پاسگاه حمله میکند و هشت نفر سرباز به همراه شهید نامجو را گروگان میگیرد و پس از اخاذی از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت میرساند. با ادامه این جنایات و چشیدن مزه آدمکشی توسط گروهک جندالله ، از آنجایی که در زمان تحصیل در مدرسه دینی پاکستان توسط اساتیدی با نگرش طالبانیسمی آموزش دیده بود و نفرت از تشیع در او شعله ور شده بود تصمیم به کشتار شیعیان میگیرد و برای همین، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی میکند و تعداد زیادی از مردم بیگناه و محبان اهلبیت را در جلوی چشم همسر و فرزندان بشهادت میرساند که با توزیع فیلم آن کشتار در سطح شهر ماهیت کثیف خود را بیش از پیش نمایان ساخت و قرار این گروه این بود که پس از فاجعه تاسوکی در دیگر شهرهای استان نیز اقدام به کشتار شیعیان بکند که با یک اتفاق ساده برنامه کاری آنها تغییر اساسی کرد. و اما چرا اینگونه شد :

در روزی که جندالله اقدام به کشتار شیعیان در تاسوکی نمود ، بصورت کاملا" اتفاقی تعداد زیادی از مسئولین منجمله استاندار و فرماندار در همان مسیر بودند که خودروی حامل استاندار برای رسیدن به جلسه ای در زاهدان با سرعت و درست چند دقیقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور میکند ولی متاسفانه فرماندار در میان مردم بود اما شناسایی نشد و بعد از اینکه این فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاریهای ما اقدام به انتشار این خبر با عنوان حمله به کاروان مسئولان در تاسوکی نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهی به سرش رفته و طعمه های به این خوبی از چنگش گریخته اند. اما در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که ما از قبل مطلع بودیم که مسئولان قصد گذر از این مسیر را دارند و باقی اکاذیب . و درست در همان ایام سایت روز آنلاین توسط خانم مریم کاشانی یک مصاحبه تلفنی با عبدالمالک انجام داد و در سایت درج نمود و همینجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزویش رسیده و آرزویش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس میکرد به ارزویش دست یافته. و با همین یک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها  و روزنامه های کشور در بزرگ کردن هویت جندالله و عبدالمالک ،دیگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه میشد و او لذت بیشتری میبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شیعیان با اولویت سیستانیها و مثلا طرفداری از بلوچها !!!! تا اینکه تعدادی از گروههای اپوزوسیون خارج نشین که دنبال عروسکی برای گرداندن میگشتند به عبدالمالک روی آوردند و او را کاملا از لحاظ فکری شستشو دادند و راههایی را که احتمال موفقیت در آن بود را به او نشان دادند و بهترین حربه برای گول زدن مردم ایران و جهان این بود که مبارزه او را برای آزادی و برقراری دموکراسی در ایران ! جلوه بدهند و اولین اقدام تغییر نام جندالله بود چرا که پسوند اسم الله برای غیر مسلمانان چندان خوشایند نبود و آنان را به یاد گروههایی مثل القاعده و طالبان می انداخت که با نام الله سر میبرند. و به همین خاطر اسم گروه را به  جنبش مقاومت ملی ایران تغییر دادند. و به خیال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ایران گسترش دادند تا شاید محبوبیتی در میان مخالفین ایرانی پیدا کنند.......

این مطلب ادامه دارد و در پست بعدی سعی خواهم نمود که جزئیات بیشتری را به اطلاع برسانم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 17:35 توسط بلوچ زهی |

  پس از امتحان کنکور، این روزها که جوانان استانمان نیز در حال انتخاب رشته هستند و به نکته ای جالب از کنکور برخوردم که امسال بخشی از کنکوری های استانمان در جالق سراوان به علت شدت سیل با هلیکوپتر به سراوان انتقال داده شده اند تا کنکور امتحان بدهند. (40 داوطلب كنكور توسط چرخبال به محل امتحان منتقل دادند)

کنکور امری با ارزش و مهم تلقی می شود زیرا که امری سرنوشت ساز است. خوشحالم که جوانانمان این بخش نیز توانستند در کنکور شرکت کنند.

در پي شدت سيل در سيستان و بلوچستان

40 داوطلب كنكور توسط چرخبال به محل امتحان منتقل شدند

خبرگزاري فارس: مديرعامل جمعيت هلال احمر سيستان و بلوچستان گفت: تعداد 40 نفر داوطلب كنكور كه براثر بارندگي در محاصره سيل قرار گرفته بودند توسط چرخبال به سراوان منتقل شدند.

غلامحسين حسيني در گفت‌وگوي با خبرنگار فارس در سيستان و بلوچستان، افزود: بدنبال اعلام فرمانداري شهرستان سراوان مبني بر محاصره قرار گرفتن تعداد 40 نفر داوطلب شركت در كنكور سراسري كه در منطقه جالق سراوان گرفتار شده بودند جمعيت هلال احمر استان با اعزام يك فروند چرخبال اين تعداد داوطلب را به شهر سراوان براي شركت در امتحان كنكور منتقل كرد.
وي اضافه كرد: براساس هماهنگي صورت گرفته و باتوجه به ضرورت اين مهم چرخبال كه كار امداد رساني و رساندن محموله‌هاي امدادي را بر عهده داشت با اعزام به منطقه جالق اين داوطلبان را به شهر سراوان انتقال داد.
انتهاي پيام/ص

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 20:47 توسط بلوچ زهی |

یکی از هموطنان در یادداشتی که در بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها از جمله زمان آن لاین نیز منتشر شده است درباره شهید محمد امین ریگی مطلب خوبی نوشته است که حیفمان آمد از این نوشته اینجا استفاده نکنیم. این چند روز هم برخی وبلاگ های حامی گروهک قلیل تروریست که به اسم بلوچ خودشان را جازده و در واقع علیه بلوچ تبلیغ می کنند و چهره بلوچ را خراب کرده اند از شهادت محمد امین ریگی بسیار ناخرسند بوده و این را درو وبلاگهایشان هم نشان داده اند و با تخریب چهره این شهید بزرگوار سعی در توجیه عمل ددمنشانه و حیوانی و ضد انسانی و ضد اسلامی و ضد بلوچ خود دارند. غافل از آن که غالب هموطنان ما از شهید محمد امین ریگی گرفته تا سایر طوایف و فامیل ها در دفاع از نظام پایبندند و به اجانب و خود فروختگان اجازه نمي دهند كه چهره بلوچ را تخريب كنند.

از ریگی تا ریگی

در حادثه شهادت 11 تن از فرزندان بسيجي، سپاهي و سربازان وظيفه که در پنجشنبه (28 تيرماه) رخ داد، يکي از شهدا با نام محمد امين ريگي از طايفه مشهور ريگي و اهل خاش بود. اين شهيد اگرچه هم‌نام تروريست مشهور، «عبدالمالک ريگي»، عامل و جاني فاجعه تروريستي تاسوکي و برخي فجايع و حوادث تروريستي و خرابکارانه، است اما تفاوتش با او از زمين تا آسمان است.

خوب به ياد دارم در يکي از مکالماتي که سرکرده تروريست‌هاي جندالله درباره گروگان‌هاي تاسوکي با يکي از بستگان داشت، وقتي با اين پرسش مواجه شده که چرا شماري بي‌گناه را در تاسوکي به شهادت رسانده است، در پاسخ گفت: ما از فاميل خودمان هم مي‌کشيم! اين پاسخ، که با تعجب بسيار ما همراه بود، با اين پرسش ديگر مواجه شد که: شما که به فاميل خودتان هم رحم نمي‌کنيد، چگونه ادعاي حمايت از بلوچ و اهل سنت را مطرح مي‌کنيد؟ و او پاسخ داد که: آنها شيعه بودند!

اگرچه در آن مکالمه از اين سنخ سخنان توسط وي باز هم بر زبان رانده شد اما همين پرسش و پاسخ کافي است که نتيجه مطلوب گرفته شود. سرکرده تروريست‌ها اينک با همراهي برخي ضد انقلابيون پرمدعا، ادعاي آزادي ايران را در سر مي‌پروراند و نام گروهک جندالله را به پيشنهاد همان‌ها به جنبش مقاومت مردمي تغيير داده است!

با همه اينها اما در حادثه اخير، شهيد سعيد محمدامين ريگي نه شيعه بود و نه اهل سيستان، بلکه از تبار طايفه ريگي، بلوچ، اهل خاش و از برادران اهل سنت بود. ظاهراً حد و مرز تروريست‌ها فراتر از شيعه و سني است و هر کس که با نظام جمهوري اسلامي و براي اعتلاي ايران عزيز همکاري کند از ديد اين افراد حقير مجرم است و بايد تاوان پس دهد. و البته چه خوب تاواني است شهادت، آن هم براي اعتلاي ايران و تأمين امنيت شهروندان و خدمت به مردم.

درباره شهيد محمد امين ريگي، گفته شده پس از آن‌که وي و هم‌رزمانش توسط تروريست‌ها و به ناگاه هدف قرار گرفته بودند، با رشادتي تمام به مقابله با آنان برخاست بي‌آن که هراسي به دل راه دهد. اين مقاومت‌ها، اگرچه در نهايت منجر به شهادت او و برخي ديگر از هم‌رزمانش شد، موجبات فرار تروريست‌ها و ناکامي آنان در دست‌يابي به اهداف‌شان شد. مقاومت جانانه او اين روزها نقل هر محفل و مجلسي است. تقدير گسترده مردم قدرشناس از اين شهيد عزيز در مراسم تشييع وي که در شهرستان برگزار شد نشان داد او در قلوب مردم جاي دارد.
نام و يادش جاودان باد.

+ نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 18:14 توسط بلوچ زهی |

یکی دیگر از هموطنان بلوچ در میان زخمی های حادثه پنج شنبه

بنابر اطلاعات ما به جز محمد امین ریگی که در روز پنج شنبه توسط برخی افراد معلوم الحال به شهادت رسید آقای عیسی زهی یکی دیگر از هموطنان بلوچ نیز در میان زخمی های این خادثه است. ما دعا می کنیم هر چه زودتر ایشان و دیگر زخمی های این ترور بهبود یابد. 

همچنین برخی از سایت ها از جزییات شهادت محمد امین ریگی خبر دادند.

جزئيات شهادت محمد امین ریگی
شهيد محمد امين ريگي، 24 ساله، مجرد و متولد خاش، مدت بيش از يك سال بسيجي ويژه بود. پس از طي دوره آموزش نظامي در تيپ مستقل سلمان مشغول به فعاليت به عنوان دوشكاچي گردان شد.
در هنگام درگيري در روز 28/4/86 پنجشنبه به عنوان همراه با شهيد مهدي كيخا و صادقي، پزشك گردان، به عنوان محافظ به سمت زاهدان حركت نموده كه در بين راه به كمين اشرار مسلح برخورد مي‌كنند.

شهيد ريگي با شهامت و شجاعت تمام به پشت دوشكا پريده و با رگبار پياپي اشرار را زمين‌گير نموده و باعث فرصت براي عده‌اي از همراهان جهت پناه گرفتن مي شود و اين امر از شهيد شدن عده‌اي جلوگيري مي‌كند.
پس از آن با قناسه به سر ايشان گلوله‌اي برخورد نموده و در پي آن با برخورد پياپي گلوله‌ها بر زمين افتاده و شهيد مي‌شود.

مهمترين دستاورد ايثار ايشان، فرصت براي سنگر گرفتن دوستانشان و رسيدن بقيه گردان به صحنه درگيري و در پي آن از دست رفتن فرصت براي اشرار بوده است كه برنامه جنايتكارانه‌اي براي برادران سپاه و بسيج داشته‌اند.
خدايش رحمت کناد.

ما مجدداً به خانواده این شهید بزرگوار تسلیت می گوییم.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 0:14 توسط بلوچ زهی |

سخنان مهم مولوی شهنوازی امام جمعه خاش در مراسم تشییع شهید محمد امین ریگی:

***************

اينگونه حركتهاي ددمنشانه هيچگونه خللي در وحدت و انسجام مردم استان وارد نمي‌كند.

مردم سيستان و بلوچستان اعم از شيعه و سني تا آخرين قطره خون پاسدار خون شهدا و حافظ دستاوردهاي نظام اسلامي خود هستند.

مولوی شهنواری با تاكيد بر حفظ وحدت آحاد شيعه و سني به ويژه در استان سيستان و بلوچستان، خواستار همكاري بيش از پيش مردم در تامين امنيت و از بين بردن شرارت و ناامني در منطقه شد.

************

شرورهایی که اقدام به این جنایت کرده اند مدت ها است که در میان اهل سنت جایی ندارند و در راستای اهداف استعماری بیکانگان و به خصوص انگلیس و امریکای جنایت کار قدم بر می دارند. ما انزجار خود را از این جنایت ژیشگان اعلام می داریم و به آنها اعلام می کنیم به زودی انتقام خون این عزیزان را خواهیم گرفت.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 17:23 توسط بلوچ زهی |

حتماَ در چند روز گذشته خبرهای تروریستی را شنیدید و متوجه شدید یکی از همشهریان ما نیز در میان کشته ها و صحیح تر شهیدان این حادثه بود.

محمد امین ریگی شخص بسیار ساده و سالمی بود. او از کارهای تروریستی تنفر بسیار داشت. همیشه وقتی با دوستانش بود از اقدامات گروهک عبدالمالک اظهار تنفر می کرد و معتقد بود که کارهای خلاف این شخص وضعیت را برای همشهریان سخت می کند و او مزدور بیگانگان شده است.

به ویژه بعد از عملیات تاسوکی و انفجار اتوبوس کارکنان سپاه خیلی معذب بود و بر عاملان این انفجار لعنت می فرستاد. چرا که اقدامات این فرد را باعث گسترش تفرقه بین برادران مسلمان می دانست.

ما معتقدیم افراد شروری مثل عبدالمالک انسانیت سرش نمی شود و به راحتی دست به کار خلاف می زند و آدم می کشد. هنوز یادمان نرفته است که چه جنایت ها در حق ما انجام داده است.

خدا شهید محمد امین ریگی را رحمت کند و با پیامبر و صجابه محشور کند.

ما به خانواده این شهید و دیگر شهیدان این حادثه تسلیت می گوییم.

و اما متن خبر تشییع محمد امین ریگی

پيكر پاك بسيجي شهيد محمدامين ريگي" از شهداي حادثه درگيري نيروهاي تيپ ‪ ۱۱۰‬سلمان فارسي با اشرار مسلح در منطقه كورين زاهدان روز يكشنبه در خاش تشييع شد.

پيكر مطهر اين شهيد با حضور قشرهاي مختلف مردم، مسوولان، امامان جمعه و روحانيون شيعه و سني، فرماندهان و نيروهاي نظامي و انتظامي و خانواده معظم شهدا از مقابل بيمارستان ‪ ۲۲‬بهمن تا قبرستان سه‌راهي محله قلندرزهي‌ها در شهر خاش تشييع و خاكسپاري شد.

تشييع‌كنندگان با سردادن شعارهاي "مرگ بر اشرار و قاچاقچيان، مرگ بر آمريكا، مرگ بر ضد ولايت فقيه" اين عمل جنايتكارانه عوامل استكبار و قاچاقچيان مسلح را محكوم كردند.

آنان از نيروهاي امنيتي و انتظامي و دستگاه قضايي خواستار برخورد قاطع با اشرار و ديگر ناامن‌كنندگان منطقه شدند.

در اين آيين امام جمعه خاش نيز با محكوم كردن جنايت اشرار و عوامل دست نشانده استكبار، شهادت را افتخار بزرگي براي مسلمانان دانست.

حجت‌الاسلام محمدحسين ميري گفت: شهدا زنده هستند و در پيشگاه خداوند متعال روزي مي‌خورند.

مولوي محمدعلي شهنوازي امام جمعه اهل سنت خاش نيز گفت: اينگونه حركتهاي ددمنشانه هيچگونه خللي در وحدت و انسجام مردم استان وارد نمي‌كند.

وي بيان كرد: مردم سيستان و بلوچستان اعم از شيعه و سني تا آخرين قطره خون پاسدار خون شهدا و حافظ دستاوردهاي نظام اسلامي خود هستند.

امام جمعه اهل سنت خاش با تاكيد بر حفظ وحدت آحاد شيعه و سني به ويژه در استان سيستان و بلوچستان، خواستار همكاري بيش از پيش مردم در تامين امنيت و از بين بردن شرارت و ناامني در منطقه شد.

به گزارش ايرنا، اشرار و قاچاقچيان مسلح موادمخدر در اقدامي
ناجوانمردانه عصر پنجشنبه گذشته با كمين در مسير عبور گروهي از نيروهاي تيپ مستقل ‪ ۱۱۰‬سلمان فارسي در منطقه كورين زاهدان ‪ ۱۱‬پاسدار و بسيجي را شهيد و ‪ ۹‬نفر ديگر را مجروح كردند.

شهيد ريگي از جمله نيروهاي بسيجي اهل سنت سيستان و بلوچستان است كه در كنار برادران شيعه خود براي حفظ امنيت مردم منطقه، به دست اشرار و عواملي كه شيعه و سني برايشان تفاوتي ندارد، به شهادت رسيد.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 0:8 توسط بلوچ زهی |