وضعیت اسفناک زنان در بلوچستان؛ زنان قربانی نگاه های ناصواب مولوی ها!

اينان قربانيان رشد روز افزون گرايشات مذهبي ارتجاعي در ميان مولويان بلوچ هستند که نفوذي مخرب و ويرانگر برزندگي مردم بلوچ دارند.گرچه سنت هاي انعطاف ناپذير مردسالارانه ي زن ستيز جزئي اززندگي بوميان منطقه است اما چيرگي و به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان و پيوند هاي مذهبي اينان و رفت و آمد آسان بوميان منطقه به آن سوي مرز، تبعيض هاي مذهبي و سني ستيزي، ستم ملی،  فقر و عقب نگه داشته شدگي تحميلي از سوي دولت مرکزي سبب محکمتر شدن اتحادي است که حول حلقه مذهب پديد آمده و زنان بزرگترين قربانيان اين اتحادشیطانی اند.

 آيين ازدواج دختران در کودکي (9 سالگي) پاس داشته مي شود و جلوگيري از بارداري گناهیست کبيره. بسيارند زناني که به خاطرآمار بالاي مرگ و مير نوزادان[1] سالي 2 بار زايمان مي کنند. چند همسري نيزبه شرط رعايت عدالت؟؟؟؟ تقديس شده ي  دو سوي جبهه ارتجاع است طبق شريعت به شرط عدالت 4 همسر می توان اختیار کرداگر بدین سنت پیغمبری نیز ارضا نشوند راه گشوده ست ، اهل سنت صيغه نمي کنند لاجرم برای حل این معادله  يکي از زنان را می بايست طلاق داد و از آنجا که اکثر اين ازدواج ها جائي ثبت نمي رسد بدون هر گونه دغدغه طی سلسله مراتب اداری به آساني و با پرتاب 3 سنگ صيغه طلاق جاري مي شود. بسیارند زنان بلوچی که سالهاست با این سنت خو گرفته اند نه چون هاجره  که پس از ازدواجش پیش از سن بلوغ و سالها تحمل رنج ناباروری تجدید فراش شوهر را تاب نیاورد و هم اکنون در بیمارستان روانی زاهدان به زنجیر است.

 

سوغات آزادي بي قيد مردان انواع و اقسام بيماري هايي نظير HIV[2] ،هپاتيت BوC براي زنان است  و کمبود فلاکت بار امکانات بهداشتي و آموزشی است رنج توصیف ناپذیری بر زنان تحمیل کرده است. استان سيستان و بلوچستان داراي بالاترين درصد بيکاري و پايين ترين سطح بهداشت عمومي است. سوء تغذيه بيداد مي کند. خشکسالي هاي پي در پي کشاورزي منطقه را فلج کرده و اگر مرزها نيز براي قاچاق مواد مخدر و کالا بسته باشد (ظهور پديده عبدالمالک ريگي در ماههاي اخير منجر به اين کار شد) تنها راه کسب درآمد آنان مسدود می شود تا جایی که در بعضی روستاها تنها چشم اميد به دريافت دو ماهي 30 هزار تومان از کميته امداد دارند سياستي که دولت براي وابسته نگه داشتن مردم فلک زده به خود به کار مي بندد .اعتیاد را نیز خود در کنار چنين وضعيت متصور شوید. چنين وضعيتي از روستايي به روستاي ديگر زجر آور تر و رقت بار تر است. مدارس تاسيس شده در روستا ها نیز روز به روز بیشتر در شرف انحلال قرار مي گيرند چرا که دیگربا تبليغات مولاناها دخترکان راهی مکتب خانه ها  مي شوند.

جمهوری اسلامی هيچ گاه نخواسته قدمي درراه ارتقاء سطح آگاهي و فرهنگ مردم اين منطقه بر دارد و خود به  نفوذ و رشد طالبانيسم در منطقه دامن زده و مگر رسالت ارتجاع جز گسترش آن است. تاسيس مدارس رسمي مذهبي در مساجد اهل سنت  در سطح استان که به سربازگيري جبهه ارتجاع از تمامي مناطق سني نشين ايران  مي پردازد و دختران و پسران بسياري را به کام خود مي کشاند اینان پس از طی  يک دوره 4 تا 7 ساله به عنوان" تبليغي" به پاکستان و افغانستان و حتي آفريقا برای تعلیم و ترویج آموخته هاشان فرستاده مي شوند.مينا را به ياد مي آورم دختري کردستاني که از 16 سالگي همسر دوم يک مولوي شده بود و ما را به خاطر برگزاري مراسم  سیزده بدر نکوهش مي کرد.

ساکنان منطقه به خوبي از طرز لباس پوشيدن زنان بلوچ نتايج اين تحولات متحجرانه را شاهد اند .در سطح شهرهاي مملو از دانش آموخته گان مدارس مذهبي چادرهاي رنگارنگ و نازک بلوچي جاي خود را به سيا ه چادرهايي زمخت و روبند داده است.  شايد صحبت از حقوق انساني زن بلوچ براي آنان  خنده آور باشد جايي که ارتجاع داخلي شعائري چون تمکين از همسر وپدر ومولانا  سجده بر آنان را ترويج مي کند.

در شهری چون زاهدان که در مقايسه با ساير شهرهاي منطقه کلان شهري محسوب مي شود دختران نه وضعيتي همسان ونه کاملاً متناقض با آنچه که ذکر شد ، دارند. دختران در شهرها بسته به ميزان نفوذ مذهب در ميا ن اعضاء خانواده مي توانند درس بخوانند و به مدارج عاليه برسند و وارد بازار کار شوند  اما همه اين ها منوط به اجازه اي است که گاهاً به سختي از سوي پدر،برادر و شوهر صادر مي شود،اين دختران تحصيلکرده خيلي خوش شانس هستند اگر از کودکي به نام کسي نشده باشند و الا ممکن است مجبور به ازدواج با يک هم قبيله اي بي سواد يا کم سواد شوند.

ضديت با مولوي ها در ميان دختران تحصيلکرده بلوچ بسيار به چشم مي خورد که البته آشکارا جرات ابراز آن را ندارند. زناني که ديگر در يافته اند مذهب ساليان سال زندگي خواهران ومادرانشان را تباه ساخته است.لیکن در اين جامعه قدسي مرد سالار زن ستيز  هرگونه حرکت در تحقق آرمان زنان حرکتي بر ضد مذهب تلقي شده و بهاي گزافي بايد پاي آن پرداخت بنابراين نبود هر گونه تشکل باور نکردني نيست . اما همزمان با رشد مبلغين مذهبي زن افزايش حضور دختران بلوچ شهري در دانشگاه ها وافزايش رفت و آمد معلمين زن جوان به مدارس بخش هاي روستايي روندي اعتراضي در ميان زنان گرچه بسيار کند،را شکل داده است. دختران در شهرها راحت تر از سوي پدرانشان اجازه ادامه تحصيل مي يابند و وارد بازار کار مي شوند و در مقابل بسياري سنت هاي متحجرانه به آساني سر تعظيم فرود نمي آورند.

مهناز ، دانشجوي پزشکي بود که او را به زور پاي سفره عقد مردي نشاندند که به گفته خودش قاچاقچي و بي سواد بود ،مهناز اين زندگي را تاب نياورد اما زودتر از مرگ پدر نتوانست بگريزد و اکنون يکي از بهترين متخصصان کشور است.مهناز درست است که ديروز نه يک اقليت که تنها يک نفر بود امروزه هزاران نفر گشته ،اما این روند لاک پشت وار اعتراضي روزانه  قربانيان بي شماري می گیرد ،ا تحول همچنان منوط به تحول در سطح آگاهي و بينش مرد خانواده باقي مانده است کم نيستند دختران تحصيلکرده اي که بدون کسب اجازه از همسر حتي اجازه خروج از منزل را ندارند ودر برابر اعتراضشان  با منطق هايي چون "بيرون چه کسي منتظر توست" "هر چه مي خواهي در خانه برايت فراهم است" مواجه مي شوند.  نا گفته پيداست تا اين تحولات در آگاهي  کل مردم بلوچ چه زن و چه مرد صورت نگيرد مثمر ثمر نخواهد  اقدامات تک روانه هر زن گرچه بي تاثير نخواهد بود اما فقدان تاريخي  هر گونه تشکل سازمان يافته از سوي زنان تحصيلکرده و مترقي بلوچ مانع از گسترش موج اين مبارزات در سطح جامعه شده است  تا سنت زنده به گور کردن دختران در این دوران نیز  همچنان با قوت به حیات خود ادامه دهد.

تريبون زن 

وقتی غیر مسلمانان تکریم می شوند!

 

بعد از خبری که درباره گمراه دانستن پادشاه عربستان منتشر شد تصاویر زیر دیدنی است.

تصاوير سفر شاه سعودي به انگليس

تصاوير ديدار شاه سعودي با پاپ

تصاوير سفر شاه عربستان به آلمان، مصر و تركيه

علمای الازهر: كمك به آمريكا براي حمله به ايران حماقتی آشكار است

 

هشدار علماي الازهر مصر درباره مماشات جهان اسلام در قبال تهديدات آمريكا عليه ايران

گروهي از علماي برجسته دانشگاه الازهر مصر نسبت به بي توجهي و مماشات کشورهاي عربي و اسلامي در برابر تهديدات مستمر آمريكا مبني بر حمله نظامي به ايران هشدار دادند.

به گزارش خبرگزاري رسا به نقل از روزنامه الخليج، گروهي از علماي برجسته ديني، به ملت‌هاي عربي و اسلامي درباره بي‌توجهي و مماشات آنها در برابر تهديدات مستمر آمريكا مبني بر حمله نظامي به ايران هشدار دادند.
دكتر محمد رفعت عثمان، عضو مجمع پژوهش‌هاي اسلامي الازهر مي‌گويد: كمك به آمريكا براي حمله به يك كشور اسلامي مثل ايران نوعي حماقت آشكار است.
دكتر منيع عبدالحليم محمود، استاد تفسير در دانشگاه الازهر نيز از مماشات و بي‌اعتنايي جهان اسلام در برابر برنامه‌هاي صهيونيستي آمريكايي براي پراكنده كردن كشورهاي اسلامي انتقاد كرد.
دكتر صبري عبدالرئوف استاد فقه دانشگاه الازهر نيز گفت:‌ از نظر شرع و دين در صورتي كه تجاوزي بر ضد يك سرزمين اسلامي صورت گيرد بر همه مسلمانان واجب است كه اقدام به مقابله با متجاوز و ياري رساندن به برادران مسلمان خود كنند.
 
دفاع علمای الازهر از ایران در قبال حمله امریکا در حالی است که برخی خودفروختگان داخلی که در قالب گروه های تروریست به اصطلاح با ایران جهاد می کنند از حمله احتمالی امریکا به ایران ذوق زده شده اند.
باید به این خودفروختگان گفت مردم ایران و از جمله بلوچ ایرانی از ایران دفاع می کند و خودفروختگان و تروریست هایی که به نام بلوچ و اسلام به کشور و میهن و بلوچ و اسلام ضربه می زنند را از صحنه محو خواهد ساخت.

پادشاه عربستان هم ناباب از آب در آمد!

علمای عربستان به گمراهی «ملك عبدالله» فتوادادند

گروه بين‌الملل: «صالح الفوزان» و «عبدالله المنيع» دو تن از اعضای شورای علمای عربستان با صدور فتوايی، خاندان آل سعود و در رأس آن «ملك عبدالله»، پادشاه عربستان را به ترويج بدعت، گمراهی، فساد و قمار متهم‌كردند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از شبكه خبری «البروج»، صالح فوزان و عبدالله المنيع از اعضای شورای علمای عربستان در آستانه جشنواره بزرگ «خريد شتر» كه در آن، دولتمردان و اميران عربستان اقدام به خريد شتر به مبالغ هنگفت می‌كنند، با صدور فتوايی، فعاليت‌ها و مسابقات اين جشنواره را نوعی قمار و اقدامی فاسد و نابخردانه توصيف‌كردند.

صالح الفوزان در پيامی اعلام‌كرد: جشنواره خريد شتر به قيمت گزاف و بالا كه توسط مسئولان عالی‌رتبه دولت عربستان برپامی‌شود، عملی كاملا باطل، قبيح و نوعی قمار و فخرفروشی جاهلی است.

شيخ عبدالله المنيع از اعضای شورای علمای عربستان نيز در اين‌باره گفت: برنامه‌ها و مسابقات جشنواه خريد شتر، اسراف و تبذير در اموال و برگرفته از غرور كذب جاهلی اميران و دولتمردان عربستان است.

 شيخ عبدالله المنيع؛ مفتی عربستان:
جشنواره خريد شتر به قيمت بالا در عربستان، نوعی تفاخر جاهلی و از عادات و سنت‌های منسوخی است كه با تعاليم و مبادی دين مبين اسلام منافات‌دارد

وی تأكيدكرد: اين جشنواره، نوعی تفاخر جاهلی و از عادات و سنت‌های منسوخ عربستان است كه با تعاليم و مبادی دين مبين اسلام منافات‌دارد و كسانی كه اين كار را انجام‌می‌دهند؛ كافر و گمراه هستند.

يادآوری‌می‌شود خريد شتر به قيمت‌ بسيار بالا و هنگفت از جمله جشنواره‌ها و مسابقاتی است كه همه ساله در عربستان برگزارمی‌شود و طی آن دولتمردان و اميران عربستان، مبالغی حدود يك ميليون ريال سعودی و حتی بيشتر برای خريدن شتر پرداخت‌می‌كنند.

حمله شديد پادشاه عربستان به شيوخ وهابی

یک سایت خبری هم از حمله شدید ملک عبدالله به شیوخ وهابی خبر داد که آنها را بسیار نکوهش کرده و متکبر خوانده است:

«ملك عبدالله» پادشاه عربستان، مفتيان تكفيركننده وهابی را «گمراه» و «گمراه كننده» خواند و آنان را به ارتكاب گناهانی عظيم‌تر از شرك متهم نمود.

به گزارش خبرگزاري رسمي سعودي (وكالة الانباء السعودية) ، وی در پيامی كه به مناسبت افتتاح نوزدهمين همايش فقهي اتحاديه جهان اسلام (الدورة التاسعه عشرة للمجمع الفقهي برابطة العالم الاسلامي) صادر نمود، شركت‌كنندگان در اين مجمع را به ايستادن در مقابل مفتيان گمراه و گمراه كننده‌اي فرا خوانده است كه امت اسلامي را در فتنه عظيم قتل، انفجار ، انتحار، تكفير و انحراف انداخته‌اند.

شاه عربستان افرادي كه آنها را «شيوخ ماهواره و اينترنت» ناميد را به افتراء بستن بر خداوند متهم كرد و افزود: كار اينان از بزرگ‌ترين مصيبت‌ها و كبيرترين گناهان كبيره و چيزي عظيم‌تر از شرك به خداوند است.

ملك عبدالله در اين پيام آورده است: «برخي از اين مفتيان، كه در چشم به هم زدني فتوا صادر مي‌كنند، حتی پس‌از اينكه اشتباهشان معلوم مي‌شود، فتوايشان را پس نمي‌گيرند ؛ كه اين نشانه تكبر آنها و تسليم شدنشان در برابر تلبيسات شيطان است».

گفتنی است اين همايش علمی برای آنچه «قانونمند كردن صدور فتواهای دينی در ماهواره و اينترنت» خوانده مي‌شود برگزار شده است.

 

گفته می شود مولوی عبدالحمید هم در این مجمع حضور یافته است.

همچنین شایع شده بر سر این که چه کسی به نمایندگی از اهل سنت بلوچستان در این مجمع شرکت کند. حتی برخی خبر از تحریم این مجمع زده اند. با این حساب و با توجه به هشدار ملک عبدالله روشن نیست که در استان چه اتفاقی خواهد افتاد. چرا که برخی گروه ها و افراد نادان برادران شیعه را تکفیر کرده و دست به کشتار بی گناهان می زنند که از اخلاق و آداب اسلامی به دور است.

حقیقت ماجرای مدرسه روستای لوتک چیست؟

 

حتماْ از درگیری مدرسه طلاب در لوتک با خبر شده اید و از خود می پرسید حقیقت ماجرا چیست؟

در این زمینه دوستان اطلاع دادند مدتى است جناب مولوى عبدالحميد و متصديان دارالعلوم زاهدان كه مدرسه محمديه لوتك را زير مجموعه خودشان مى‌دانند، با پسر مولوى محمد گل كه مؤسس اين مدرسه بوده درگيرى دارند و حتى به كشيدن اسلحه هم انجاميده و از نماينده ولى فقيه در زاهدان هم خواستار پا در ميانى شده‌اند.

على‌الظاهر مورد فوق هم به اختلافات درونى آنان بر مى‌گردد. متأسفانه این درگیری داخلی به گونه ای منعکس شده که گویا نیروهای رژیم به این مدسه هجوم برده و آن را در اختیار گرفته اند و در این زمینه به دروغ پردازی پرداخته اند.

از سایت رسمی دارالعلوم متعجبیم که چرا چنین دروغ هایی را منتشر می کند و مردم را نسبت به خودشان بدبین می کند؟! کافی بود واقعیت ماجرا را به مردم بگویند و بگویند اختلاف بر سر ارث و میراث است و نه چیزی دیگر.

اتفاقاً در سایت نادلاور هم به این قصه اشاره شده و اگر دوستان مطالب منتشره این دروغ پردازان را دنبال کرده باشند متوجه می شوند که اخبار آنان دچار تناقض است. از یک سوی می گویند رژیم این کار را کرده و از سوی دیگر می گویند با ورثه مولوی دعوا دارند؟!

بالاخره چه خبری را باور کنیم؟

مولوی ها پاسخ گوی نسل جوان نیستند

 
مطلبی هم از وبلاگ پهره بخوانید:
دین و مذهب تنها عنصری است که می تواند عوام راتحت کنترل خود بگیرد .دین همیشه وهمه جا با تعصب همراه بوده ومهمترین جلوه ی این تعصبات جنگ های دویست ساله ی صلیبی است و از انجا که هر دینی خود را بهترین می داند تضاد ها به وجود می ایند و از انجا که دین در مفاهیم و اموزه های ادیان به عنوان ناموس هر دینداری تلقی می شود هرج و مرج ها به وجود می ایند.

اماجامعه ی امروز بلوچ با دین اسلام و مذهب تسنن همیشه به عنوان جامعه ای تعصبی شناخته شده امااگر ریشهای به این مسئله نگاه شود اری نصفش درست است ـ بلوچ قومی تعصبی است در همه ی مسائل و به خصوص در دین ـ اما کدام بلوچ ـ بلوچ قدیم . بلوچ یا خیلی پایبند به مسائل دینی است یا هیچی پایبند نیست و در کل بلوچ هر چیزی را یا به هیچ وجه ندارد یا خیلی زیاد دارد ـ مثل ثروت ـ این را روانشناسی قومیتی بلوچ می گوید.

اما بلوچ نسل من تاب تحمل روحانیت سنتی را ندارد ومی گوید حرفهایشان تکراری است همان است که من در سالهای دوره ی ابتدایی وراهنمایی در کتاب های معارف خواند ه ام ـ قالب سخنرانی ها و اموزه ای دینی که در مساجد توست روحانیون سنی مذهب بیان می شود مدت ها قبل تاریخ مصرفشان تمام شده و نمی تواند نسل امروز را قانع کند.

جامعه ی تشیع ایران تا قبل از صفویه با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم  می کرد ولی بعد از روی کار امدن صفویه به نوعی این خلا ها پر گردید.

ویل دورانت می گوید دین هر چه اسطوره ای تر باشد بهتر است . وبه قول دکتر سروش این سخن صحیح است اما فقط برای دین عوام {عوام اندیش} صدق می کند . یعنی اینکه دین مردم عوام اسطوره ای باشد بهتر است واما دین عوام بلوج هیچ گاه اسطوره ای هم نبوده است واین مسئله دین دارانی غیر دین شناس بار اورده استوحتی غیر خداشناس و حتی در اموزه های دینی ما امده است که نباید زیاد به خدا فکر کرد چون خدا در تصور ما نمی گنجد واین تفکر باعث گمراهی می شود ـ واین جاست که می گویند دین جلو نگرش محیط و کلی نگری را می گیرد .

اما بلوچ نسل من بدون اینکه با مفهوم دین و حتی مبانی دین خود اشنایی داشته باشد فقط وفقط به خاطر اینکه از کارها و برخورد یک روحانی خوشش نمی اید یا حر ف هایش قانعش نمی کند بدون اینکه خود به دنبال دین برود با ان قهر می کند یا سئوال هایی در ذهنش شکل می گیرد و چون خودش نمی تواند به انها جواب دهد به نوعی نیهیلیسم دینی گرفتار می شود . پاستور میگوید دانش اندک انسان را از خدا دور می کند و دانش بسیار او را به سوی خدا باز می گرداند .

یک مسئله ی مهمی که امروزه جامعه ی بلوچستان باان روبه روست مسئله ی تحصیل طلاب ورحانیونشان استکه به جرات میتوانم بگویم بش از نود درصد طلاب یا دانش اموختگان حوزه ها و مدارس دینی کسانی هستند که نتوانسته اند در مدارس دولتی ادامه تحصیل دهند ویا نتوانسته اند از سد کنکور بگذرند ـ درد ما این است ـ و از انجا که در دنیای حاضر روحانی به عنوان نماینده ی دین شناخته می شود و به نوعی الگو قرار می گیرد مسئله حساس تر می شود ـ روحانی من توان اقناع نسل مرا ندارد و این جاست که فاصله ها به وجود می ایند ودر هر جامعه ای فاصله افتادن بین نسلها عواقب وخیمی داشته و خواهد داشت . روحانی نسل من در قرن بیست و یک و سال ۲۰۰۵ میلادی و عصر ارتباتات مرا از اتش جهنم می تر ساند یعنی اینکه دینی که می خواهد به خورد من بدهد دینی از روی ترس است عبادت خداوند به خاطر ترس از شعله های اتش !

بعضی ها خدا را به خاطر خودش و عشق به او عبادت می کنند واین ها عرفایند.

بعضی ها خدا را به وعده ی بهشت و حور و.... عبادت می کنند و این ها ادم های متوسط به بالایند.

وبعضی ها خدا را از بیم شعلع های جهنم می پرستند واین ها ......... روحانی ما می خواهد ما ها باشيم
قرن21

شیخ از مناظره گریخت!

 

مباهله به جای مناظره؟

سایت شیعه نیوز که در چند روز قبل خبر اعتراض شیخنا عبدالحمید را منتشر کرده بود و دکتر حسینی نامی وی را دعوت به مناظره کرده بود امروز خبر از رد این مناظره توسط مولوی خبر داد.

عبدالحمید در حالی مناظره را رد کرده که در عین حال از مباهله استقبال کرده است!

شگفت این که شیخ ما تصور کرده که در جای پیامبر خدا نشسته و در برابرش غیر مسلمانان! سنگی برداشته که هرگز موفق به زدنش نمی شد.

این حرکت وی گرچه ممکن است در جلب نظر عوام اهل سنت و برخی مولوی های بی سواد ما خوب جلوه کند اما نخبگان اهل سنت معتقدند برای فرار از مناظره و گفت و گو که سنت پیامبر و اصحاب وی می باشد چیزی جز مباهله مولوی را نجات نمی دهد.

در همین حال نخبگان اهل سنت از این اقدام مولوی به شدت گلایه دارند و معتقدند اگر ایشان حرفی برای گفتن داشت به جای ترک میدان به گفت و گو و مناظره می پرداخت.

ضمن این که باید توجه داشت که ایشان جایگاه بزرگی را برای خود تصور کرده است. چیزی که حتی در بین اصحاب حضرت رسول نیز نمی توان ادعایی را یافت.

مولوی سنگ بزرگی را برداشته که تا بخواهد آن را بلند کرده و پرتاب کند در زیر آن له شده و از بین خواهد رفت. خوب بود ایشان برای راضی کردن نخبگان اهل سنت سنگی کوچک و در اندازه و قد قواره خود بر می داشت تا در زیر آن خرد نگردد و تاوان آن را اهل سنت نپردازد.

و اما آنچه شیعه نیوز خبر داد را در ادامه بخوانید:

مولوی عبدالحمید، امام جماعت مسجد مکی زاهدان دعوت به مناظره از سوی دکتر حسینی قزوینی را رد کرد.

به گزارش شیعه نیوز، در پی انتشار خبر اعتراض شدید مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان نسبت به شبکه سوم سیما، دکتر سید محمد حسینی قزوینی روز جمعه 27 مهرماه آمادگی خود را جهت مناظره با ایشان بدون هیچ پیش شرطی اعلام کرد.

دکتر حسینی قزوینی، عضو هیأت علمی و رئیس بخش حدیث دانشگاه بین المللی آل البیت علیهم السلام، استاد حوزه علمیه قم در سطوح عالی و مسئول مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر(عج) می باشد که در اطلاعیه ای که در شیعه نیوز منتشر گشت، آمادگی خود را برای مناظره با عبدالحمید اعلام کرده بود.

پس از گذشت چند روز از دعوت به مناظره عبدالحمید توسط دکتر حسینی قزوینی، حوزه دارالعلوم زاهدان از رد این مناظره از سوی امام جماعت مسجد مکی زاهدان خبر داد.

بنابر این گزارش، این حوزه به علت آنچه که شخصیت شناخته شده و جهانی عبدالحمید خوانده و همچنین پرهیز از بحث، جدل و مناقشاتی که در مناظره ها رخ می دهد، میدان مناظره را برای شخص عبدالحمید مناسب ندیده و آورده است: «اگر آقای دکتر قزوینی آمادگی مباهله داشته باشد، ایشان جهت مباهله آمادگی کامل خود را اعلام می‌دارند.»

به گزارش شیعه نیوز، حوزه دارالعلوم زاهدان در ادامه می افزاید: «این در واقع روش حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم و بزرگان دین است. آن حضرت صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم نیز دعوت به مناظره شدند اما پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌سلم خواستار مباهله شدند.»